سفارش تبلیغ
صبا ویژن

.. عملیّات آماده‎باش و هشداردهی در نظام هستی در حال اجراست!!!به هر رمضان که می رسیم یک سال به سالهای سخت پیش از ظهور نزدیک می‎شویم. در زمستان و جمادی دوم و رجب هر سال که می‌رسیم باران و سیل می‎بینید، و اکنون که به رمضان رسیدیم، رعد و برق و باد و بوران فراوان شده است، و در میان این دو نیز بیماری کرونا و ملخ و ... همه اینها رویدادهایی بیدارباش و هشداردهنده‎ برای آینده‎ای نزدیک‌اند که در چنین روزها و چنین ماههایی زمین و آسمان دست به دست هم می‎دهند و تغییرات گسترده‎ای را در این کره آبی خاکی پدید خاهند آورد. مردمان که پایه‎های حکومت جبّاران جهان بر گرده‎های جسم و جهل آنان نهاده شده‎اند، دچار گرفتاری و بیچارگی می‎شوند و پایه‎های حکومت ستمگران لرزیده و سست خاهد شد.مرگ سلطان قابوس پادشاه عمّان در مسقط که دیر زیست و حکومتش بسیار پایید، پس از خورشیدگرفتی 5 دی 1398 سرآغاز کابوس مرگ پادشاهان مشرق‎زمین و سقوط و فروپاشی فرمانرواییشان خواهد بود. پادشاهانی که به گفته نسرآداموس پیشگوی فرانسوی: «... حکومتها عوض خواهد گشت ... تمامی شاهان مشرق زمین تبعید یا شکنجه و قتل عام می‌شوند... .» و به تعبیر روایات اسلامی: «مهدی برنمی‎شورد، مگر آن‌که هیچ سرور و فرزند سروری نماند، جز آن‎که نابود شده است... .».

ای دی تلگرام

besoyzohor243 @


نوشته شده در  یکشنبه 99/2/7ساعت  9:12 عصر  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

.  پیش‎‌بینی کرونا،فلج شدن اقتصاد و جنگ جهانی، یک سال پیش در یوتیوب....  یک پسر نوجوان هندی یک سال قبل از شیوع کرونا، همه گیری آن را در کانال یوتیوبی خود پیش بینی کرده است. او مدعیست اطلاعات بسیاری در مورد نجوم و کیهان شناسی دارد و همواره از طریق مسائل نجومی به دنبال اثبات تحقق ادعاهایش میباشد او که به نوستراداموس هند معروف شده، جالب است که در ادامه میگوید:کرونا باعث خواهد یک رکود عظیم اقتصادی و در نتیجه وقوع جنگ جهانی عظیم شود نکته جالب توجه اینست که طبق احادیث در آستانه ی ظهور امام مهدی عج، بیماری فراگیر و رکود اقتصادی و قحطی و جنگ جهانی عظیم ذکر شده است و تشابه سخنان این نوجوان از طریق نجوم با احادیث قابل توجه است، در واقع بسیار نزدیک بودن ظهور امام مهدی عج یک حقیقتیست که از هر زاویه ای به آن دیده شود

ای دی تلگرام 

besoyzohor243 @

 


نوشته شده در  چهارشنبه 99/2/3ساعت  8:42 عصر  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

.... ببینید | کارشناس برنامه زنده تلویزیون: کرونا مرگ سفید هم نباشد قطعا نشانه ظهور است... محمد هادی همایون کارشناس برنامه تلویزیونی راز شبکه 4 سیما درباره یک شبهه مبنی بر اینکه عده‌ای کرونا را مرگ سفید می‌نامند گفت: «در پاسخ به آنان می‌گویم کرونا قطعاً نشانه ظهور است حتی اگر مرگ سفید نباشد چرا که به ظاهر شدن صحنه و واضح شدن دنیا کمک می‌کند. دقت داشته باشید که امام نامرئی نشده است؛ ایشان در بین ما زندگی می‌کند و اگر اتفاقاتی در حال رخ دادن است که وضعیت دنیا را ظاهر می‌کند یعنی در حال حرکت به سمت ظهور هستیم.»

ای دی ما در تلگرام 

besoyzohor243 @
besoyzohor243 @

نوشته شده در  جمعه 99/1/22ساعت  11:24 صبح  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

...  زمانی در قم طلبه بودم به علت خامی و بی ارتباطی با جامعه معتقد بودم که فقط کسی که در قم باشد و روحانی ، بافضیلت است.اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با اشخاص با فضیلت رو به رو شدم فهمیدم که در خارج از قم و در افراد غیر روحانی افراد ارزشمند وجود دارد.اما باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم، بعد با سفر به کشورهای عربی فهمیدم که بین سایر فرقه ها هم انسان ارزشمند یافت میشود.پس از سفر به اروپا به این نکته واقف شدم که در بین سایر ادیان نیز انسان ارزشمند هست.ولی در ژاپن حادثه ای برایم رخ داد که فهمیدم فضیلت و انسانیت به زبان و مکان و نژاد و مذهب و رنگ نیست!برای غذا به رستورانی بزرگ و شلوغ رفتم و به جاهای دیگر سری زدم چند ساعت بعد ناگهان یادم آمد که ساکم را که تمام زندگیم داخل آن بود درآن رستوران جا گذاشته ام!با عجله رفتم و با کمال ناباوری دیدم ساکم همانجاست و پیرمردی کنار آن نشسته ،او گفت: وقتی دیدم ساکت را فراموش کردی با اینکه وقت دندانپزشکی داشتم ماندم تا برگردی...از او تشکر کردم و گفتم خدا به شما اجر بدهد ولی او گفت:من که به خدا اعتقادی ندارم من به انسانیت معتقدم... 


نوشته شده در  یکشنبه 98/8/5ساعت  10:15 صبح  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

.. مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می‌برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می‌زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می‌گیرد که «والله، بالله من زنده ام! چطور می‌خواهید مرا به خاک بسپارید؟اما چند نفری که پشت سر تابوت بودند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می‌گفتند: «پدرسوخته‌ی ملعون دروغ می‌گوید. مُرده !»مسافر در حیرت زده حکایت را پرسید.گفتند:«این مرد فاسق، تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که مُرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد.پس یکی از معروفین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می‌کند.حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل مسموع و مقبول نمی‌افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش میبریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جایز نیست.»


نوشته شده در  یکشنبه 98/6/10ساعت  1:1 صبح  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

نناگر توی دنیا پول داشته باشی( افتخار، اعتبار، شرف، ناموس و همه چیز داری) . عزیزه بی جهت می شی، میهن پرست و باهوش هستی،          ازخوبیهات می گند و همه کار هم برایت می کنند. پول ستار العیوبه. اگر پول دزدی بود می توانی حلالش کنی و از شیر مادر حلالترش کنی و برای آن دنیا هم نماز و روزه و حج را می شه خرید. این دنیا و آن دنیا را هم داری، حتی پولت که زیاد شد آن وقت اجازه داری بری خونه ی خدا را هم زیارت بکنی. همه جا جاته و همه ازت حساب می برند و بالای دست همه می نشینی و سر سبیل شاه هم نقاره می زنی. کسی که پول داشت همه ی اینها را داره و کسی که پول نداشت، هیچ کدام را نداره، گوشت را باز کن: پول پیدا کردن آسانه اما پول نگه داشتن سخته. باید راه پول جمع کردن را یاد بگیری. در آوردن پول به هر وسیله که باشه جایزه.آنوقت مهندس تحصیل کرده افتخارمیکنه ماشین کارخانت  را راه بندازه،معمارم چاپلوسیت  را میکنه تا خونه ات را بسازه، شاعر می آد موس موس می کنه و مدحت را می گه، نقاشی که همه­ ی عمرش گشنگی کشیده تصویرت را می کشه. روزنامه نویس، وکیل و وزیر همه نوکر تو هستند. مورخ شرح حال تو را می نویسه و اخلاق نویس از مکارم اخلاقی تو مثل می آره. همه این گردن شکسته ها نوکر پول هستند. می دانی علم و سواد چرا به درد زندگی نمی خوره؟ برای اینکه باز باید نوکر پولدارها بشی، آنوقت زندگیت هم نفله شده.( وتو هنوز نمی دانی زندگی یعنی چی!) 


نوشته شده در  چهارشنبه 98/5/9ساعت  2:20 صبح  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

...  پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: "نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند". تمام آدم‌های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست. تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می‌توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود". شاه پیک‌هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.... آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد. آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند. آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه‌ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می‌گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام. سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟"پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند. پیک‌ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!

واقعا اینجوری بلدیم شکر کنیم؟؟ چی بالاتر ازین


نوشته شده در  پنج شنبه 98/5/3ساعت  9:53 عصر  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

.. ااختلافها دقیقا از اونجایی شروع میشه که توقع داریم همه مثه ما فکر کنن ...!دوست داریمآدما اونطوری باشن که ما میخواییم !همیشه مطابق میل ما رفتار کنن...همیشه تاییدمون کنن؛همیشه بگن آره حق با شماست !کسی که نظرش مثه ما نباشه رو "احمق" خطاب میکنیم ...!برای تفکر و عقیده ی هم ذره ای احترام قائل نیستیم ...فقط ادعا داریم ...فقط شعار میدیم ؛باد میندازیم تو غبغبمونو با یه چهره ی روشنفکرانه میگیم که آره به سلیقه ها بایداحترام گذاشت ...منتهی به سلیقه ای احترام میذاریم که مثه ما باشه !!!عجب موجودات خودخواه و نچسبی شدیم...


نوشته شده در  یکشنبه 98/4/30ساعت  6:16 عصر  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

جلوبندی شاه عباس صفوی، رجال کشور را به ضیافت شاهانه مهمان کرد و به خدمتکاران دستور داد تا در سر قلیان ها به جای تنباکو، از سرگین اسب استفاده کنند. میهمان ها مشغول کشیدن قلیان شدند و دود و بوی پهنِ اسب، فضا را پر کرد اما رجال از بیم ناراحتی شاه پشت سر هم بر نی قلیان پک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!شاه رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباکو پر شده اند. آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است.»همه از تنباکو و عطر آن تعریف کرده و گفتند: «براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت.»شاه به رئیس نگهبانان دربار، که پک های بسیار عمیقی به قلیان می زد، گفت: « تنباکویش چطور است؟»رئیس نگهبانان گفت: «به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»شاه با تحقیر به آنها نگاهی کرد و گفت: «مرده شوی شما را ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید.»بعضی ها برای حفظ پست و مقام و جایگاه خود حاضرند به هر کاری دست زده و یا هر چیزی را قبول و تایید کنند... 


نوشته شده در  چهارشنبه 98/4/12ساعت  11:16 عصر  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

.. ??یکی تو بیست و سه سالگی ازدواج می‌کنهو اولین بچه شو ده سال بعد به دنیا میاره،اون یکی بیست و نه سالگی ازدواج می‌کنهو اولین بچه شو سال بعدش به دنیا میاره.یکی بیست و پنج سالگی فارغ التحصیل می‌شهولی پنج سال بعدش کار پیدا می‌کنه،اون یکی بیست و نه سالگی مدرکشو می‌گیرهو بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا می‌کنه.یکی سی سالگی رئیس شرکت می‌شهو در چهل سالگی فوت می‌کنه،اون یکی چهل و پنج سالگی رئیس شرکت می‌شهو تا نود سالگی عمر می‌کنه.تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر.تو توی زمان خودت زندگی می‌کنی؛پس آروم باش، از زندگی لذت ببرو خودت را با دیگری مقایسه نکن


نوشته شده در  پنج شنبه 98/4/6ساعت  2:2 صبح  توسط عباس ترابی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
عملیات هشدار در حال اجراست
پیش بینی کرونا یک سال قبل....
کرونا مرگ سفید هم نباشد قطعا نشانه ظهور است
انسانیت بدون مرز...
مسافر
پول کثیف
حکایت مرد خوشبخت..
اختلافها ومشکلات....
شاه عباس صفوی...
زندگی در تناقض
داستان کوتاه....
[عناوین آرشیوشده]